تبليغاتX
love story داستان عشق


love story داستان عشق

درد و دل
آثار بجا مانده از یک عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
beautiful eyes
این مطلب از طرف یه دوسته که از من خواسته تو وبم بزارم خیلیم به من لطف داره...

ازش متشکرم...

تو آن آهوی مغروری که بر ماندن قرارت نیست

هزاران روز می گفتم چرا یارم کنارم نیست.؟

تو با چشمانه مستانه

نگاه پر شرارانه

دلم عاشق ترین عاشق

ولی افسوس...آواره

گمان کردم که برگشته قراره این تنه خسته...ولی افسوس

دلم سر خورده و خسته

تو با آن چشمانت....چشمانه جذابت

تو رفتی...باز هم رفتی...

منم دل مرده و ....





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 14:52 | |

خیلی دیر تبریک نگفتی عزیزم......

فقط یک ماه دیر شد....فدای سرت...فدای نامهربونیات...

کنار برکه دلم نشسته و نیامدی

دوباره در سکوت خودم شکستم و نیامدی

سئوال کردم از خدا نشانه ی خانه تو را

سکوت کرد و شکستم و نیامدی





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 21:1 | |

روز تو!
چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی


عزیزم سلام مرسی از اینکه رو وبلاگمون کار می کنی خوشحالم از اینکه هنوز هم یه نقطه مشترک با هم داریم.
ببخش دیر تبریک گفتم. a




[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 20:58 | |

شاید فردایی نباشد.....

اگه قرار باشه ظرف 24 ساعت دنیا به پایان برسه تموم خطهای تلفن وتالارهای گفتگو و ای میل هااشغال میشه ..پر میشه از : « از اینكه رنجوندمت پشیمونم من رو ببخش » « تو را عاشقانه می پرستم « مراقب خودت باش » اما بین این همه پیام یكی از همه تكون دهنده تره « همیشه عاشقت بودم ولی هیچوقت بهت نگفتم » پس عشق و محبت را تقدیم انكه دوستش داریم كنیم شاید فردایی نباشد.....





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 1:56 | |

شکلات...

با یک شکلات شروع شد . من یک شکلات گذاشتم توی دستش. او یک شکلات گذاشت توی دستم. من بچه بودم، او هم بچه بود. سرم را بالا کردم . سرش را بالا کرد .دید که مرا می‌شناسد . خندیدم:"خندید.گفت: " دوستیم؟ گفتم:" دوست دوست."گفت: " تا کجا ؟ گفتم: "دوستی که «تا» ندارد. "گفت: " تا مرگ! "خندیدم و گفتم: "من که گفتم «تا» ندارد! "گفت: "باشد ، تا پس از مرگ!"گفتم: "نه،نه،نه، تا ندارد."گفت: "قبول، تا آنجا که همه دوباره زنده می‌شوند، یعنی زندگی پس از مرگ، باز هم با هم دوستیم. تا بهشت .تا جهنم . تا هر جا که باشد من و تو با هم دوستیم."خندیدم.گفتم: "تو برایش تا هر کجا که دلت می‌خواهد یک تا بگذار . اصلا یک تا بکش از سر این دنیا تا آن دنیا . اما من اصلا تا نمی‌گذارم ."نگاهم کرد. نگاهش کردم. باور نمی‌کرد . می‌دانستم. او می‌خواست حتما دوستی‌مان تا داشته باشد . دوستی بدون تا را نمی‌فهمید.گفت: "بیا برای دوستی‌مان یک نشانه بگذاریم."گفتم: "باشد . تو بگذار."گفت: "شکلات . هر بار که همدیگر را می‌بینیم یک شکلات مال تو یکی مال  من . باشد؟ گفتم: "باشد."هر بار یک شکلات می‌گذاشتم توی دستش، او هم یک شکلات توی دست من .باز همدیگر را نگاه می‌کردیم .یعنی که دوستیم .دوست دوست .من تندی شکلاتم را باز می‌کردم و می‌گذاشتم توی دهانم و تند تند آن را می‌مکیدم. می‌گفت:"شکمو ! تو دوست شکمویی هستی." و شکلاتش را می‌گذاشت توی یک صندوق کوچولوی قشنگ. می‌گفتم: "بخورش! "می‌گفت:"تمام می‌شود. می‌خواهم تمام نشود. برای همیشه بماند .صندوقش پر از شکلات شده بود . هیچ کدامش را نمی‌خورد. من همه‌اش را خورده بودم.گفتم: "اگر یک روز شکلات هایت را مورچه‌‌ها بخورند یا کرم‌ها .آن وقت چه کار می کنی؟"گفت: "مواظب‌شان هستم." می‌گفت می‌خواهم نگه شان دارم تا موقعی که دوست هستیم و من  شکلات  را می‌گذاشتم توی دهانم و می گفتم:"نه،نه، تا ندارد. دوستی که تا ندارد.یک سال، دو سال، چهار سال، هفت سال، ده سال و بیست سال شده است.او بزرگ شده است. من بزرگ شده‌ام. من همه شکلات‌ها را خورده‌ام. او همه شکلات‌ها را نگه داشته است. او آمده است امشب تا خداحافظی کند. می‌خواهد برود .برود آن دور دورها. می گوید :"می‌روم اما زود بر می‌گردم." من می‌دانم که می‌رود و بر نمی‌گردد.یادش رفت شکلات را به من بدهد. من یادم نرفت. یک شکلات گذاشتم کف دستش.گفتم :"این برای خوردن." یک شکلات هم گذاشتم کف آن دستش :"این هم آخرین شکلاتبرای صندوق کوچکت." یادش رفته بود که صندوقی دارد برای شکلات‌هایش.هر دو را خورد .خندیدم. می‌دانستم دوستی من «تا» ندارد. می‌دانستم دوستی او «تا» دارد. مثل همیشه. خوب شد همه شکلات‌هایم را خوردم. اما او هیچ کدامشان را نخورد. حالا با یک صندوق پر از شکلات نخورده چه خواهد کرد؟؟!

 





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 4:49 | |

مادر....

ای همیشه بهترینم* سنگ صبورم *تکیه گاه بی پناهیم *مادرم*....

روزت مبارک





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 1:29 | |

راز و نیاز....

 خداوندا فقط تو آگاهی و تو می دانی که دست از غیر تو شسته ام.

 به ملکوت آسمانت نظر دوخته ام.

 برای بیان رازهای درونم گوشی شنواتر از تو نیافتم. و دوستی مهربانتر از تو پیدا نکردم

دوست دارم شانه به شانه هم راه برویم.

بر تپه های تنهایی بنشینیم و من بگویم و تو بشنوی.

 آرام برایت نجوا کنم و تو با دست بادت موهایم را نوازش کنی

 و با قطرات بارانت برایم گریه کنی

 و با رنگین کمان هفت رنگت دلم را شاد سازی.





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 11:9 | |

خدایا....

در آن لحظه که احساس کردم زندگی به پایان رسیده است....

.در آن لحظه که در تار یکی تنهایی نفسهایم به شماره افتاده بود و اشکهایم بی اختیار روی گونه هایم می لغزید

،آمدی و دریچه ای به رویم گشودی و خورشید را به آسمان تاریک رویاهایم هدیه کردی،

 خدایا!!!!!   من راهی طولانی در پیش دارم ،

 جاده ای پر فراز و نشیب اما می دانم در آغوش گرم تو مجالی برای اضطراب نمی ماند ،

 پس بگذار لحظه ای در آغوشت آرام و بی صدا بگریم....





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 11:42 | |

شکست....
 من پذیرفتم شکست خویش را زخم های قلب دور اندیش را ....

من پذیرفتم که عشق افسانه است ....

این دله درد آشنا دیوانه است...

گرچه تو تنها تر از من می روی ...

آرزو دارم ولی...عاشق شوی...آرزو دارم بفهمی درد را...

تلخیه برخوردهای سرد را....





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 23:19 | |

تقدیم به اونی که همیشه منتظرشم....

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ.....

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا من.....

به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار.....

تو با خنده ای نوشتی همقفس خدانگهدار.....

بنویس مهلت موندن یه نفس بود....

سهم من از غم دنیا یه قفس بود......

بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم.....

سر رو شونه هات نذاشتم مث دستات سرد سردم...

من که تو بن بست غربت زخمی از اوار پاییز ....

فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز....

شب عاشقونه من که حروم شد.....

مهلت بودن با تو که تموم شد....

ندونستم باید از تو میگذشتم....

وقتی از غربت چشمات مینوشتم....(معین)






[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 9:27 | |

دارم می میرم...
دارم از دوریت میمیرم تا کنار من نسوزی

از دلم نمیری عمرم نفسامی که هنوزی

تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد

از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد.....

 

دوست دارم با دستهایم تنه ی درختی را که از کنارش میگذرم ،فشار دهم !

نه برای آنکه از وجودش اطمینان پیدا کنم !چرا که در آن تردیدی ندارم

بلکه برای آنکه از هستی خودم اطمینان بیابم !





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 9:51 | |

تسلیت....

خدانگهدار

تسليت قلب صبورم ديگه اون دوستت نداره

سهم اون يه عشق تازه سهم تو طناب داره

دست عشقتو نگه دار غم تو يكي دوتا نيست

پا نذار روي غرورت جاي اون به زير پا نيست





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 19:12 | |

 

 

خیلی سخته تو اوج ناراحتی بتونی لبخند بزنی .خیلی سخته از کسی که خیلی

 

 دوست داره  وبهت نیاز داره بخوای فراموشت کنه.خیلی سخته راهیو که

 

قدم قدم با اون طی کردی حالا تنها بخوای بری.خیلی سخته خاطراتشو با

 

اشکات کمرنگ کنی.خیلی سخته چیزایی که اون باور کرده رو بخوای

 

 براش تغییر بدی.خیلی سخته اون تو رو دعوت به دنیای جدیدی کنه و

 

 تو خسته تر از اونی باشی که بخوای ادامه بدی.خیلی سخته وجودت پراز

 

  تمنای دیدار باشه ولی حتی جواب تلفن هاشم نتونی بدی.خیلی سخته با تمام و

 

سخته با تمام وجودت بخوای اونو فریاد بزنی ولی نشون بدی که خیلی سردی

 

 خیلی سخته وجودت پر از نیاز باشه ولی بگی خداحافظ خدااااااااااحافظ

 





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 10:26 | |

سخته...

چقدر سخته توي چشماي کسي نگاه کني ...
که تمام مهرت رو ازت دزديده و بجاش
يه زخم هميشگي به قلب تو هديه داده....
 و بجاي اينکه لبريز از کينه و نفرت بشي حس کني هنوز دوسش داري
دیگه کاریش نمیشه کرد یا باید تنها بمانم.........هرگز
یا با یارجدیدی بمانم..........هرگز
نمی دونم یکیش باید انتخاب کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خداحافظ ای شعر شب های روشن

خداحافظ ای قصه عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

 

خداحافظ ای همنشین همیشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی مانی ای عمر بی من

تو را می سپارم به دلهای خسته

 

تو را می سپارم به مینای مهتاب

تو را می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر دل شکسته

تو را می سپارم به رویای فردا

 

به شب می سپارم تو را تا نسوزد

به دل می سپارم تو را تا نمیرد

اگر چشمه موج از غم نخشکد

اگر روزگار این صدا را نگیرد

 

خداحافظ ای برگ و بار دل من

خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم

خداحافظ ای نوبهار همیشه....

خداحافظ

به يادش گريه کردن ها ....
به عکسش خيره گشتنها ....
به خوابش خواب ديدنها ......
ز رويش بوسه چيدنها ........ز خواب اما پريدنها ....
خداحافظ به دنبالش دويدنها .....
رسيدنها .........
در آغوشش کشيدنها ....
خداحافظ به دور از چشم بد بينها ......
برای بوسه ای ترديد کردنها ......
 به وقت باز گشتنها ....به هنگام جداییها ....
خداحافظ ... شنیدنها ....
به تلخی خنده کردنها .....به کنجی گریه کردنها ....
تمام لحظه ها را دوره کردنها .....
برای بار ديگر ديدنش ... غمگين نشستنها ....
خداحافظ ....ز شوقش راه را هموار کردنها ....ولی او را نديدنها .....
سلام اما ... به دل کندن .....
ولی در انتظارش باز ماندنها ........
اگر آمد ....در آغوشش کشيدنها ....
به دور از چشم بد بينها .....
خداحافظ
خداحافظ .....سرودنها ........

 

نگو بار گران بودیم و رفتیم

نگو نامهربان بودیم و رفتیم

آخه اینها دلیل محکمی نیست

بگو با دیگران بودیم و رفتیم

 





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 10:43 | |

شقایق..گل عاشق...

شايد آن روز که سهراب نوشت:


تا شقايق هست زندگي بايد کرد...


خبري از دل پر درد ياس نداشت


بايد اينجور نوشت :


هر گلي هم باشي چه شقایق چه  گل پيچک و ياس


زندگي اجباريست...!!!!





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 9:37 | |

خداحافظ....




[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 12:39 | |

نظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظر...
شکلکنظر یاده گلتون نره...




[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 12:37 | |

غم...

 

غم آمده،غم آمده،انگشت به در میزند !

هر ضربه ی انگشت او بر سینه خنجر می زند

ای دل بکش یا کشته شو،غم را در اینجا ره مده                    

گر غم در اینجا پا نهد آتش به جان در میزند

از غم نیاموزی چرا ای دلربا رسم وفا ؟

غم با همه بیگانگی، هر شب به ما سر میزند !

 

 





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 12:22 | |

تنها...من...بدون تو...

 

تو که تنها نمی مونی من تنها رو دعا کن

 

خاطراتمو نگه دار ، اما دستامو رها کن

 

دست تو اول عشقه بسپرش به آخرین مرد

 

مردی که پشت یه دیوار ،  واسه چشمات گریه میکرد

 

 

 

از تو انتظار نداشتم ولی حالا که شده  

  

این روزا داشتن انتظار یه چیزه بی خوده   

 

هر کسی سراغتو می گیره می گم دیگه نیست  

 

جای من یکی دیگه تو قلبش آخه اومده

 

دیگه انتظاری از هیچکی تو دنیا ندارم 

   

خودمم شاید یه روز خودم رو تنها بذارم

 





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 11:9 | |

دوستت دام...

با اینکه از پیشم واسه همیشه رفتی....اما....

 I LOVE YOU





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 11:0 | |

وداع...
حالا که مجبوریم با هم دیگه وداع کنیم بیا....

به یاده اون روز همدیگرو دعا کنیم...

یه وقت دیدی خدا گرفت خدا نذاشت جدا بشیم

انگار داره دیر می شه....

باید دست به دعا بشیم...





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 23:0 | |

مارمولک...

این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده است . شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین ان مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است . دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ ده سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود !!! چه اتفاقی افتاده؟ مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حرکت . چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است . متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد . تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟ همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!! مرد شدیدا منقلب شد . ده سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی !!! اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حدی می توانیم عاشق شویم اگر سعی کنی ...





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 12:51 | |

داستان عشق...

هر چی می خوام برات بگم قصه دل واپسیه

                                               هر چی نثارت بکنم یه آسمون بی کسیه

                        قصه تو

                                          قصه من

                                                          قصه عاشق بودنه

حرفای ما هر کلمه اش از عاشقی سرودنه

                                            نمی دونم یادت میاد روزایی که غصه نبود

                  حیف که همیشه این روزا

                                                 !خاطره میشه خیلی زود

یادش بخیر زمانی که شعرای من مال تو بود

                             دست من از تو می نوشت،قلب من از تو می سرود

 

اما دیگه فاصله ها چیزی برامون جا نذاشت

                                  انگار نمیشه دور بود و پیش کسی دل جا گذاشت

شاید اینم یه قصه بود

                        که قهرماناش ما بودیم

                                                 ما که به غیر از دل خوش

                                                                            دنبال چیزی نبودیم

   حالا دیگه تو فال ما نشونه عاشقی نیست

                                   دیگه نمیشه گفت که عشق چیزی همیشه موندنیست





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 10:1 | |

بدون شرح....




[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 11:52 | |

غرور...دروغ...عشق...

کاش خداوند۳ چيز را نمي افريد ؟(غرور) (دروغ) (عشق) تا انسان مجبور نباشد از روي غرور به عشق دروغ بگويد...





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 13:5 | |

براي عشق...
 

براي عشق تمنا كن ولي خوار نشو

براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو .
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .
براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش

 براي عشق خودت باش ولي خوب





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 12:58 | |

نظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظر...

نظر یادتون نره...ممنون

گل همه رنگش خوبه  بچه زرنگش خوبه





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 9:0 | |

اشک...

اگه یه روز چشات پر اشک شد دنبال شونه ای گشتی تا گریه کنی

صدام کن قول نمی دم اشکاتو پاک کنم  منم باهات گریه میکنم....





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 13:18 | |

دوری...

نگاهم دردور دست تو را می بیند در غبار گم شده ای اندوه بودنت،دیدنت،بویدنت،بوسیدنت مرا تامرز جنون فرا میخواند نیستی تا ببینی بی تو بودن هر لحظه هزاران سال میگذرد بیا وبمان برای دلی که خسته و غمگین انتظار امدنت را میکشد...     





[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 12:44 | |

نمئ دونئ




[+] نوشته شده توسط .::S.A::. در 10:19 | |

مطالب پیشین
beautiful eyes

روز تو!
شاید فردایی نباشد.....
شکلات...
مادر....
راز و نیاز....
خدایا....
شکست....
تقدیم به اونی که همیشه منتظرشم....
دارم می میرم...
تسلیت....

سخته...
شقایق..گل عاشق...
خداحافظ....
نظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظظر...
غم...
تنها...من...بدون تو...
دوستت دام...

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir

visitor stats












ALRYN

http://kapol.blogfa.com/
Cool Graphics www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws
Glittery texts by bigoo.ws